زندگی 19
بعد کلی تحقیق تصمیم گرفتم برم سونوگرافی نرگس برای اسکن آنومالی ، چون میدونستم خیلی شلوغه با حسین قرار گذاشتیم که اون صبح زود بره وقت بگیره بعد که نوبت من شد بهم زنگ بزنه تا منم برم ، پدرمهربان دیروز صبح ساعت 6 از خواب بیدار شد ، چون روز فرد هم بود نمیتونست با ماشین بره ، بارونم میومد کلی ! رفت و ساعت 7 و ربع زنگ زد که پاشو بیا اولین نفریم
منم زنگ زدم به مامان که دارم میرم اگه میخوایی گل پسر رو ببینی بیا ، اون بنده خدا هم از خدا خواسته سریع اماده شد و اومد دمه خونه ، تا رسیدیم حدود ساعت 8 شده بود ! رفتم رو تخت خوابیدم مامان و حسین هم اون پشت مثله بچه های خوب وایساده بودن و چشمشون به مانیتور بود ؛ کوچولو خان دکتر تا انگشتای دست و پات رو هم نشونمون داد ، مامان اینقدر خوشحال بود و ذوق میکرد ! اما نتونستیم تمام بدنتو کامل ببینیم شاید چون این دفعه بیشتر رو جزییات بدنت دقت میشد ، فقط دکتر نشون داد که پاهات اومده جلوی صورت
چقدر انعطاف داری مامانی جون ،قبل اینکه دکتر سونوگرافی رو شروع کنه در مورد حس بینایی و شنوایی پرسیدم که میشه اونم رو هم چک کرد تا وقتی نی نی تو شکم مادره ، اون گفت نه ، اما مردمک چشمت رو هم بهمون نشون داد ؛ گفت که مردمک چشمشم تشکیل شده بقیه اش با خداست .
پسر گلی خودم امیدوارم چشمای قشنگت رو به همه زیبایی های این دنیا باز بشه و تو بتونی حظ ببری از تمام زیبایی های که خدا تو دنیا افریده



زندگی 19
