زندگی 26
نمیگذرن که این روزا ؛ هفته پیش خیلی مریض بودم ، سرما خورده بودم شدید ، تب و لرز ، تو هم اون وسط اینقد برا خودت قر دادی که نگو ؛ فکر کنم چون تبم بالا بود شمام گرمت شده بود برای همین هی وول میخوردی .
ی چیزی رو میخوام اعتراف کنم سر خرید وسیله هات خیلی اذیت شدیم ، انگار همه با ما دشمن شده بودن ، کلی گرون گرون جنساشونو بهمون میفروختن ؛ مام که جو گیر ! کلا این روزای من و حسین دیدن داره ، میریم خرید بعد میاییم میبینیم وای چقدر سرمون کلاه رفته بعد باهام جرو بحث میکنیم و میندازیم گردن هم
هیچ کدومم کوتاه نمیاییم ! خوبه همشون ی روز خاطره میشه ،
پسری هنوز اسم نداری ، چیکار کنم خب ؟!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



زندگی 26
