وقتی برای اولین بار با هم به حمام رفتیم
رادین جونم پسر قشنگو ارومم ، هر روز که میگذره بیشتر عاشقت میشم ؛ خیلی دوست دارم پسرطلای خودم . امروز برای اولین بار با حسین تنهایی بردیمت حمام و تو مثل دفعه های قبل خیلی اروم بودی ؛البته اولین حمامتو وقتی دو روزت بود با عمه زری رفتی . فکر کنم آب تنی رو دوست داری چون اصلا گریه نمیکنی وقتی تو حمامیم خیلی آرومی . مامانی رفته مکه و قرار از اونجا برات کلی سوغاتی های قشنگ بیاره ؛ هر سری که بهش زنگ میزنیم اول و آخر حرفش فقط شمایی و ی جمله در میون میگه که رادین من حالش چطوره .
خشگل مامان بعد از حمام امروز

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



وقتی برای اولین بار با هم به حمام رفتیم 

