رادین جانرادین جان، تا این لحظه: 12 سال و 6 ماه و 8 روز سن داره
راستین جانراستین جان، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 23 روز سن داره

رادین ، بزرگ مرد کوچک ما

روزی که پسرم ؛ مرد شد

1393/4/14 22:58
نویسنده : فافا
112 بازدید
اشتراک گذاری

5 شنبه 5 تیر ماه مامان مهمونی داشت و ما هم اونجا بودیم از قبل با حسین قرار گذاشته بودیم که ببریمت ختنه ات کنیم ؛ ساعت حدودای 5 بود که بابایی اومد دنبالمون و با هم رفتیم بیمارستان الغدیر . فیش ها رو پرداخت کردیم و شما رو سپردیم به دکتر ؛از دمه در اتاق عمل فاصله گرفته بودم که اگه گریه کردی صدای گریه ات رو نشنوم ؛ حسابی اعصابم خرد بود و تحمل هیچ صدایی نداشتم ؛  ده دقیقه نگذشت که خانم پرستار رادین جیگرمو اورد به ما تحویل داد بر خلاف اونچه که بهم گفته بودن ، شما زیاد بی قراری نکردی و مثل همیشه اقا بودنتو به ما ثابت کردی ...  یک ساعت نشد که برگشتیم خونه ؛ مهمونا هنوز بودن ، همه دورتو گفته بودنو و قربون صدقت میرفتن ؛ فقط شب موقعی که میخواستی پی پی کنی یکم گریه کردی ، همین !
حسین همش تو خونه راه میره و میگه پسرم خیلی گله ، پسرم خیلی آقاست ؛ پسرم .... پسرم .... پسرم

*چهارشنبه برای اولین بار دو بار پشت سر من تکرار کردی ، آآآغون

*همون چهارشنبه حلقه ات نصفه نیمه افتاده بود ؛ پنج شنبه بقیه نصفه نیمه کنده شده رو حسین با دست کند که خیال هممونو راحت کنه

 

 

پسندها (2)

نظرات (0)